ابو القاسم پاينده
116
نهج الفصاحة ( مجموعه كلمات قصار حضرت رسول ص )
كه به توثيق راوي از متن حديث واختلاف آن با قراين مسلم ، غافل مانده است . از جمله اين حديث كه در باب هجرت از انس نقل مىكند كه : « پيمبر سوى مدينه آمد وأبو بكر برديف بر شتر وى سوار بود . پيمبر جوانى ناشناس بود وأبو بكر پيرى سرشناس وهر كه بدو ميرسيد مىگفت اى أبو بكر اين كيست ؟ » مسلم است وبخارى نيز در باب سن پيمبر روايت مىكند كه وى هنگام مرگ دست كم شصت وسه سال داشت ونيز مسلم است كه أبو بكر بشصت وسه سالگى مرد پس دو سال وچند ماه از پيمبر كوچكتر بود ونمىتوانست در آن حال كه پيمبر بسن پنجاه وسه سالگى جوانى ناشناس بود ، پيرى سرشناس باشد ! بعض مفسران بخارى كه دقت از أو بيشتر داشتهاند براي رفع توهّم جعل ، كه آسانترين راه حل مشكل است ، گفتهاند موى أبو بكر سپيد بود وپير نما بود وپيمبر موى سفيد نداشت وجوان مينمود : شايد اشكال پيرى وجوانى را با اين توجيه نچسب حل توان كرد اما اشكال ناشناس وسرشناس بجاى خود هست ومفسران بخارى در بارهء آن گفتهاند : « أبو بكر در كار تجارت رفت وآمد داشت وبخلاف پيمبر ، در همه جا معروف بود . » اما در متون سلف هيچ جا از تجارت أبو بكر در بيرون مكة سخن نيست كه همهء تجارت وى بزّازى كوچههاى مكة بود ، اما محمّد سفرهاى مكرر بشام رفته واز مدينه گذشته بود ، در اين شهر خويشاوندان از طرف مادر داشت وهشتاد وچند كس از مردم شهر در عقبهء أول ودوم با أو پيمان كرده بودند وبسيار كسان ديگر كه در سالهاى دعوت مكة از مدينه به حج ميشدند أو را ديده بودند ومردى چنين به دعوت مشهور كه پنجاه وسه سال داشت جوانى ناشناس نبود . در حقيقت اين مفسران خوش نيت كه ضعف حديث بخارى را ناديده گرفتهاند خواستهاند دروغى را به دروغ ديگر رفو